داستان عاشقانه خیانت

داستان عاشقانه خیانت

داستان عاشقانه خیانت

www.alborzpatogh.ir

یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت ، اصلا نمی دونست عشق چیه ، عاشق به کی می گن ،تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید ! بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب / توضیحات بیشتر
زخمهای عشق مادر

زخمهای عشق مادر

زخمهای عشق مادر

مادر کودک

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ... بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب / توضیحات بیشتر
معجزه ی عشق را امتحان کن!

معجزه ی عشق را امتحان کن!

معجزه ی عشق را امتحان کن!

عشق

سال ها پیش در کشور آلمان، زن و شوهری زندگی می کردند. آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند. یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر کوچکی در جنگل , نظر آنها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود: نباید به آن بچه ببر نزدیک شد. به نظر او ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت. پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد. اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید. خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید، دست همسرش را گرفت و گفت: عجله کن! ما باید همین الآن سوار اتومبیل مان شویم و از اینجا برویم. آنها به آپارتمان خود باز گشتند بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب / توضیحات بیشتر
داستان عاشقانه بسیار غمگین

داستان عاشقانه بسیار غمگین

داستان عاشقانه بسیار غمگین
 
 
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب / توضیحات بیشتر
عشق مادر

عشق مادر

عشق مادر

کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید :می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد. بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب / توضیحات بیشتر

پیام مدیرتوجه : در صورتی که هر یک از لینک های دانلود با اشکال مواجه بود و یا عکس ها و صفحات برای شما باز نمی شد ، حتما آن را از بخش نظرات اخر همین صفحه ذکر جزئیات اطلاع دهید تا نسبت به رفع سـریع آن مشکل اقدام شود با تشکر - مدیریت سایت البرز پاتوق